أحمد بن حامد كرمانى
33
عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى )
جالب نيز خالى نيست و با اين روش ، افضل در حقيقت خوانندگان را از خشكى مطلب و يكنواختى سنوات و وقايع بر كنار مىسازد . نمونهء آن ، قضيهء سفرهء ملك محمد در جيرفت و شوخىهاى « سيف الجيوش » كه مىگفت از تقلبات روزگار در عهد ماهر خوشه گندمى كه برمىآيد ، پرچمى با خود مىآورد « 1 » ، يا در حضور اتابك به محمد و ملك ارسلان دربارهء لشكركشى او گفت ، « در اين لشكرگاه ، كاركن هست و كارفرماى نيست ! » امير حسن شبانكارهاى از جنگ مىگريخت ، سيف الحبوش لجام او را گرفت و و باز مىگراند و مىگفت : اى امير ، چون تو كه پهلوان لشكرى اگر توقف ننمائى از ديگران چه حساب ؟ و امثال آن . بحث دربارهء سبك ادبى و روش نگارش كتاب درين مختصر نمىگنجد و محتاج مقالتى مفصلتر است و جاى ديگر بايد صحبت كرد . بهرحال ، نسخهء بدايع الازمان دكتر بيانى ، تا شروع حكومت ملك دينار و انقطاع سلجوقيان كرمان يعنى 583 ه . / 1187 م خاتمه مىيابد و بقيهء قسمت تاريخ سلاجقه كه مربوط به ملك دينار و بعد از آن است نقل نشده . اين كتاب طى 118 صفحه جزء انتشارات دانشگاه تهران ( شمارهء 15 ) در سال 1326 چاپ شده است . III - المضاف الى بدايع الازمان فى وقايع كرمان كتاب ديگرى كه از افضل كرمان باقىمانده ، رسالهايست بنام المضاف الى بدايع الازمان فى وقايع كرمان ، اين جزوه را مؤلف در تتميم تاريخ خود
--> ( 1 ) - يا : پرچمى از هوا بر سر او مىآورند .